مرد, زنش را, دوست داشت, نجابت و پاکیاش را... مرد از بیمارستان خارج شد و 30 دقیقه بعد همسرش را طلاق داد (این سرگذشت (!) کاملاً واقعی است)
فرزند اولشان بود؛ درب ِ اتاق عمل باز شد, پرستاری با عجله بیرون آمد
مرد از لابلای درب که در حالِ بسته شدن بود یک لحظه زنش را در حالتِ زایمان دید, و پزشکانِ مذکر را...
پسرشان به دنیا آمد.
آخر آن زن دیگر نجیب و پاک نبود! خودش دید!!!